السيد الطباطبائي
مقدمة 23
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
داستان اينست كه پيغمبر اكرم ص با اصحاب خويش بر پيرزنى گذشت كه با چرخ دستى نخريسى مىكرد از او پرسيد خدا را به چه دليل شناختى پيرزن دستش را كه بدسته چرخ بود و چرخ را بسرعت مىگرداند از دسته چرخ برداشت و طبعا چرخ پس از چند لحظه متوقف شد پيرزن گفت به اين دليل همچنانكه ان چرخ را دستى ميبايد كه آن را به گردش آورد چرخ عظيم جهان را نيز كه همواره در گردش است دستى مقتدر مىگرداند در اين وقت بود كه رسول اكرم فرمود عليكم بدين العجائز . بنا بر اين نقل آن پيرزن برهان محرك اول ارسطوئى را با فطرت صاف و زبان ساده خود بيان كرده است و به وجهى همان راه ابراهيمى را رفته كه * ( فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ . [ 1 ] نظامى در همين مضمون مىگويد از آن چرخى كه گرداند زن پير قياس چرخ گردنده همى گير . مطابق اين نقل و اين بيان مضمون اين جمله با مقصود طرفداران تقليد و تعبد رابطه معكوس دارد يعنى نوعى دعوت به تحقيق و استدلال و معرفت است نه به تقليد و تعبد و منع تفكر در عصر ما مخالفت با تفكر و تعمق در مسائل ماوراء الطبيعى رنگ جديدى به خود گرفته است رنگ فلسفه حسى . چنان كه ميدانيم در اروپا روش حسى و تجربى در شناخت طبيعت
--> [ 1 ] انعام 81 77 .